غزلواره های عاشقی
من اگرعاشق نباشم ازخودم سیرم
من و تو اول این جاده ی بی نام و نشونیم شرط عشق اینکه تا ابد کنار هم بمونیم زیر رگبار مصبیت تو بمون کنار قلبم تو بمون به حرمت عشق بی تو تاریکم و سرد بی تو تاریکم و سردم پر لحظه های دردم تو نباشی توی شعرم تا ابد یه دوره گردم نگو جاده ها سیاهن پر یاس بی پناهن نگو عمرشون دو روزه نزار اینجا جون ببازن شب من شد بی ستاره گریه فایده ای نداره من شدم ملتمس تو که شاید بیایی دوباره واسه من شعر صبور لحظه هایی واسه من از همه آدما جدایی تو میمونی مثل اشک رو گونه ی عشق تو همونی که برام یه جون پناهی دل دیوونه ی عاشق دیگه طاقتی نداره نگو تا آخر قصه قسمت من انتظاره بی تو و بدون یاذت لحظه هام پر از سکوته بیا یشکن این سکوت رو عاشق روبروته شب من سیاه و سرده !!!!!!!!! چه دعایی کنمت بهتر از این: خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق روزگارت همه شاد سفره ات رنگارنگ و تنی سالم و شاد که بخندی همه ی عمر نمیدانی که دلتنگی چه عطر کهنه ای دارد نمیدانی که یاس عشق چه اندوهی به جان دارد نمیدانی که این شوریده عشق چگونه در صدای مطهر باران تو را در خویش میخواند تو با من باش . . . تو با من باش دیدی وقتی گل سرخ میخواد برای یه پروانه جا وا کنه دیوار قلبش ترک میخوره؟ یه وقتایی این جوری دوست دارم آنقدر زیاد با سایه ات راه رفته ام حرف زده ام آنقدر سایه ات را دوست داشته ام که دیگر چیزی از خودت برایم باقی نمانده تنها باقی مانده تا سایه ای باشم در میان سایه ها صدبار سایه تر از سایه سایه ای که آید و باز آید در هستی درخشان تو ببخشید من چند روزی نبودم آپ کنم اینم یه شعر قشنگ وعاشقونه برای دوستان گلم دلهایی که در مواقع درد و رنج با هم یکی میشوند با شادی و نشاط از هم جدا نمیشوند پیوندهایی که در هنگام ناراحتی گره مخورند محکم تر از گره های شادی و خوشی هستند عشق که با اشک شسته شود تا ابد زیبا و پاک باقی میماند. یک عشق عروج است و رسیدن به کمال یک عشق غوغای درون است و تمنای وصال یک عشق سکوت است و سخن گفتن با چشم یک عشق خیال است و. . . خیال است و. . .خیال از ساعت متنفرم از این اختراع عجیب بشر که جای خالی حضور تو را به رخ دلتنگی هایم میکشد نظر یادتون نره منتظرماااااا هرچی غصه است به سرمن اومده توکه رفتی بعدتو غم اومده تو که رفتی همه چی تموم شده خنده این روزا برام حروم شده تو که رفتی طاقتم سر اومده اشک چشام از غمت کم اومده تو که رفتی واسه من دنیا غریبه بخدا تو که رفتی زندگیم تمومه بخدا دیگه من طاقت ندارم نمیتونم بمونم این روزا از بعد غربت نصف جونم بخدا میدونم که با تو موندن واسه من یه جور خیاله خیاله از تو گذشتن واسه من آره محاله محاله بی تو بمونم بودنم بی تو عذابه عذابه تموم حرفام میدونم که بی جوابه بعد دوریه تو عشقم بروی قلبم نوشتم نوشتم که با تو بودن آره بوده سرنوشتم سرنوشت شوم من رو هر کی از نگام شنیده شنیده ولی میدونم غم عشقو نچشیده حیفه تموم زندگیمو به پای تو گذاشتم حیف از اون لحظه هایی که به پای تو میمردم حیفه دقیقه های عمرم به ثانیه رسیده حیف که آرزوهام با انتها رسیده هر چی غصه است به سر من اومده تو که رفتی جای تو غم اومده برای داشتن چشات راهی نشونم نمیده پرده ی شیشه ای اشک چشام نمیزارن تو رو خوب نگاه کنم کاش به دردی که دلم دچارشه میتونستم تو رو مبتلا کنم داری میری من دارم تموم میشم هنوزم بوی تو داره شونه هام بعد تو وقتی که گریه میکنم اشک و کی پاک کنه از رو گونه هام بی تو من نمیتونم زنده باشم این و از چشمای خیس من بخون من و با خودت ببر هر جا میری یا کنار دل عاشقم بمون گریه امونم نمیده برای داشته چشات راهی نشونم نمیده خدا دیگه ستاره ای به آسمونم نمیده کاش به دردی که دلم دچارشه میتونستم تو رو مبتلا کنم اما وقتی از این خونه میری نمیزاری تو چشات نگاه کنم میری و خاطره ها بی خبرن چه روزایی به سراغ من میاد رنگ چشات ونگه دار واسه من رنگ مشکی به اتاق من میاد الهی!اگر چه بسی طاعت ندارم اما جز تو کسی را ندارم ای دیر خشم و زود آشتی الهی!با تو آشنا شدم از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا شدم نهان بودم پیداشدم الهی!اگر یکبار گویی بنده ی من از عرش بگذرد خنده من الهی!از پیش خطرو از پس راهم نیست دستم گیر که جز تو پناهم نیست الهی!دانایی ده که از راه نیفتم و بینایی ده که در چاه نیفتم الهی!نومید مکن آن را که به درگهت نیازی دارد
![]()
مشکلی برام پیش اومده بود![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |













